Metrics to consider if going to university worth it

no-description

2026-07-02
lifestyle

تو این پست سعی میکنم یک سری جنبه های دانشگاه رفتن رو لیست کنم. این موارد طبق تجربه خودمه و فکر میکنم دونستنش خالی از لطف نیست. و شاید هم بتونه شما کمک کنه که در ادامه تصمیم بگیرید که دانشگاه برید یا نه.

بسته به اولویت های خودتون، این شما هستید که تصمیم میگیرید که کدوم یکی از این جنبه ها براتون باارزشه و یا کدومش بی ارزش و احمقانست.

جنبه اجتماعی

ایران

فضای اجتماعی ایران طوری هست که دانشگاه رفتن هنوز بین خیلی از افراد یک هنجار محسوب میشه. اگر از دانشگاه رفتن صرف نظر کنید، ممکنه بخشی از جامعه نسبت به شما یک سری پیش داوری ها انجام بده که به دور از واقعیت باشه. تجربه نمیکنید که مستقیما بهتون لقب کم‌سواد/بی‌سواد رو بدن اما در نهایت ممکنه چنین حرف هایی رو به صورت غیر مستقیم یا در غیاب شما مطرح کنن. احتمالا حس کردید که ادما تو نحوه معاشرت بین یک مهندس یا دکتر تفاوت های زیادی با فردی که مثلا یک کارگر ساختمانی هست تفاوت زیادی قائل میشن.

هر چند که این نگاه نه همگانیه نه لزوما منصفانه.

گسترش شبکه اجتماعی

انسان یه موجود اجتماعیه که برای بقا ناچار به ارتباط با دیگرانه. پس چه بهتر که این ارتباط رو با افرادی انجام بدیم که میتونن به تکامل حرفه ای و فردی ما کمک کنن.

ادما معمولا با افرادی دوست میشن که تا حد زیادی شبیه خودشون هستن و وجوهات مشترک مهمی با همدیگه دارن. یه دانشگاه خوب برای این مورد خیلی میتونه کمک کننده باشه و فرصت های زیادی ایجاد کنه.

دقت کنید که گفتم یک دانشگاه «خوب». البته، من فکر میکنم همه دانشگاه‌ها ذاتا دانشگاه های خوبی هستن و این دانشجو های یک دانشگاه هستن که تعیین کنندست در این مورد. اما به هر حال، نمیخواید دور و بر ادم هایی که هم مسیر شما نیستن بچرخید.

اینکه چطور دانشگاه خوب و بد رو تشخیص میدید به عهده خودتون هست. یک معیار متعارف «سختی پذیرش در اون دانشگاه» هست. به این صورت که دانشگاه خوب دانشگاهیه که قبولی توش به مقدار تلاش معقولی احتیاج داره، حالا ممکنه اون تلاش، تلاش برای ازمون کنکورش باشه یا تلاش برای پرداخت شهریه سنگین اون دانشگاه.

درکل من فکر میکنم برای گسترش شبکه اجتماعی خودتون با ادمای خوب، شما نباید مستقیما هدفتون رو «شبکه سازی» یا "پیدا کردن دوست" قرار بدید. تمرکز روی "یادگیری" و "توسعه فردی" به طور طبیعی شما رو درکنار افرادی قرار میده که با شما مسیر مشابهی رو طی میکنن و توی همین مسیر هست که ارتباط های باارزش شکل میگیرن.

تعامل با جنس مخالف

خب این میتونه با مورد بالا «گسترش شبکه اجتماعی» همپوشانی داشته باشه، اما از اونجایی که توی ایران زندگی میکنیم این یه مورد خاصیه. توی ۱۲ سال تحصیلی قبل از دانشگاه، معمولا دختر ها و پسر ها در مدارس تک جنسیتی مشغول هستند و برای عده ای، دانشگاه اولین تجربه تعامل مستقل با جنس مخالف هست(اگر جز دانشجو های دانشگاه های فنی حرفه ای یا فرهنگیان نباشید).

همکاری و دوستی تو این مورد به خودی خود جذاب و سازندست. و ممکنه بتونید روابط خوبی هم بسازید.

اینجا ممکنه بعضی ها شاخک هاشون تیز بشه و فکر کنن که تعامل دختر و پسر و به صورت مستقل خیلی میتونه اسیب زا بشه. این موضوع پیچیده ایه و چون به مسائل حساسی مثل اعتقادات و فرهنگ و باور های ادما ربط پیدا میکنه، سریع حساسیت برانگیز میشه:

ای وای دانشگاه جای این کارا نیست باید روی درستون تمرکز کنید ...

بعضی ها اینطور استدلال میکنند که دانشگاه های تک جنسیتی خیلی میتونن از نظر اکادمیک و حرفه ای برای دانشجو ها مفید تر واقع بشن. مشخص نیست که چه مبنایی داره اما از نظر نمره که میتونیم این مورد رو رد کنیم.

درکل من فکر میکنم به دانشگاه به نسبت محیط سالمی برای این موضوع هست. یه محیط نیمه حرفه ای که فرصت رشد اجتماعی رو فراهم میکنه و اگرچه محل خطا هم هست اما بستگی به مدیریت خودتون داره. مدیریت سالم هم که همونطور که قبل تر اشاره کردیم بسته به فرهنگ و باور ادما فرق داره. بعضی ها معتقندند که این موضوع به حدی اسیب زاست که باید کامل ازش دوری کرد و برعکس، بعضی ها باور دارن که یکمی شیطونی کردن(!) هم ذاتا بد نیست و بی‌شمار ازدواج های دانشجویی هم نمود خوبی از این موضوع هست.

جنبه فردی

مهاجرت

اگر به مهاجرت کردن فکر کردید، باید بدونید که مدرک تحصیلی چیزیه که بسیار کمک کننده هست. بدون مدرک اکادمیک احتمالا خیلی سخت بتونید پذیرش یک کشور رو به این بهانه بگیرید. جزئیاتش رو نمیدونم. اما میدونم که مدرک تحصیلی میتونه خیلی مسیر رو برای شما هموار تر کنه. این خیلی متعارفه که ادم های مهاجرتشون با استفاده از یک پل اکادمیک مثل «ادامه تحصیل» اتفاق بیوفته.

مهارت های فردی/مسیر شغلی حرفه ای

معمولا اینجور جملات رو زیاد در وصف دانشگاه میشنوید:

دانشگاه به شما یه سری دروس تئوری رو یاد میده که معلوم نیست به درد شما بخوره یا نخوره. کجا رو دیدی که برای استخدام، تسلط به ریاضیات گسسته ملاکش باشه؟

چیزی که من هم خیلی تاییدش میکردم اما اخیرا نظرم عوض شد. چارت درسی دانشگاه تمرکزش روی کار های "تکنسین طور" نیست. دانشگاه شما رو سعی میکنه به عنوان یک مهندس بار بیاره و تفکر مهندسی به شما بده، حتی اگر جزئیات اون دروس از یاد شما بره.

رشته خودم رو در نظر بگیرید: مهندسی نرم افزار

بخش قابل توجهی از جامعه برنامه نویس های ایرانی که در رشته مهندسی کامپیوتر مشغول تحصیل هستن، خودشون رو اصلا مهندس نمیدونند و به کار های تکنسین طور بیشتر علاقه دارند.

منظور من از کار های تکنسین طور چیه؟ تو کار های تکنسین طور شما معمولا یه سری استاندارد های پیاده سازی شده کار میکنی و چیز جدیدی از خودت دیزاین نمیکنی. مثلا شما هیچوقت به عنوان یه تکنسین خودت رو به عنوان توسعه دهنده یک زبان برنامه نویسی در نظر نمیگیری. شما سعی میکنی که بلد بشی با ساختار یک زبان برنامه نویسی، خوب کار کنی.

معمولا افرادی که به کار های تکنسین طور علاقه مند هستند خودشون رو به طور انتزاعی معرفی نمیکنن:

من نود جی اس کار هستم و خیلی خوب بلدم با Api نود جی اس برنامه های مختلفی بسازم.

من شبکه کار میکنم. و با تجهیزات استاندارد این حوزه مثل سیسکو و میکروتیک اشنا هستم.

من برنامه نویس فریمورک Django هستم.

در مقابل، رشته مهندسی نرم افزار سعی میکنه شما رو برای یک عنوان اماده کنه:

من مهندس نرم افزار هستم.

مهندسی نرم افزار فیلد اکادمیک تری هست چون ممکنه(نه لزوما) وظیفه دیزاین کردن سیستم ها و خلق یا بهبود استاندارد ها رو به عهده بگیرید. علاوه بر این، به عنوان مهندس معمولا باید نسبت به ابزار ها بی طرف باشید. خیلی وقتا توی اگهی های حرفه ای هم این رویه رو میبینید که در بخش نیازمندی های شغلی، صرفا به یک سری موارد کلی و مفاهیم عمومی در تفکر مهندسی نرم افزار اشاره داره.

خب تا اینجا شاید براتون سوال شده باشه که:

اصول مهندسی نرم افزار رو نمیشه به صورت خودخوان یاد گرفت؟

جواب این هست که بله کاملا شدنیه اما بستگی به اصطلاح discipline نحوه یادگیری خودتون داره. شاید شما موارد مهم رو سریع‌تر، بهینه‌تر و کم‌هزینه تر از دانشگاه به صورت خودخوان یادبگیرید. اما نکته اینجاست که مدرک دانشگاهی شما معمولا برای شرکت های دولتی با ارزش و ضروریه. پس اگر میخواید قید دانشگاه رو بزنید، باید دور استخدام در شرکت های دولتی رو خط بکشید.

جنبه قانونی

رفتن به دانشگاه به اون صورت طبعات قانونی نداره و شما رو از چیزی محروم نمیکنه اما یه مورد هست که مستقیما با دانشگاه مرتبط میشه:

مهاجرت

یه جنبه مهاجرت اینه که ایا اصلا میتونید از نظر قانونی از کشور خارج بشید؟ در قوانین کنونی ایران، شما اگر غیبت سربازی داشته باشید نمیتونید از کشور خارج بشید. ربطش به دانشگاه چیه؟

ربطش اینه که شما با رفتن به دانشگاه میتونید یه مهلت ۴ ساله خیلی خوب داشته باشید تا استفاده از معافیت تحصیلی و با صرفا گذاشتن یک وثیقه چند ده میلیونی، از کشور خارج بشید و دیگه برنگردید. اگر مشمول سربازی باشید یا غیبت داشته باشید، با وثیقه هم نمیتونید این کار رو انجام بدید.

سربازی

معمولا بچه ها موقع ۱۸ سالگی به دلایلی دوست ندارن برن سربازی و برای مدیریت این موضوع وارد دانشگاه میشن تا از معافیت تحصیلی استفاده کنن. این یکی از مهم ترین عوامل تعیین کننده وضعیت تحصیلی جوون های ایرانیه.